Zanjan Tourism

فعالیت وبلاگ گردشگری زنجان در حوزه آموزش و اطلاع رسانی گردشگری است.

Zanjan Tourism

فعالیت وبلاگ گردشگری زنجان در حوزه آموزش و اطلاع رسانی گردشگری است.

هدف رسانه گسترش اطلاع رسانی و آموزش است. بازنشر مطالب و اخبار، لزوما به معنای تائید محتوای آن نیست.

آخرین نظرات
  • ۴ فروردين ۹۶، ۱۳:۰۶ - katayoon dolatshahi
    عالی
پیوندها

۲۲ مطلب با موضوع «آموزش و پژوهش :: مقاله» ثبت شده است

آشپزی (ایرانی-ترکی) که در شبه قاره هند به آشپزی مغولی مشهور است به خوراک ها و سبک آشپزی خاصی که در زمان سلسله های ترک یعنی خلجی ها و سعیدی ها، سلسله های افغان لودی و سوری و پس از آن سلسله گورکانیان هند که در واقع از افغانستان و ایران بوده و در قرن 16 و 17 میلادی در شبه قاره هند شکل گرفت گفته میشود، این خوراک ها و روش های آشپزی اکنون در دهلی، ایالت اوترپرادش، شهرحیدرآباد در ایالت آندراپرادش در جنوب هند، شهرلکنودر ایالت اوترپرادش در شمال هند، ایالت کشمیر، در کل در منطقه شمال هند و هم چنین کشورهای پاکستان و بنگلادش زنده و پر طرف دار است، نام بیشتر خوراک های این روش به فارسی است زیرا زبان رسمی دربار سلسله های پادشاهی گورکانیان هند، افغانان و ترک ها در واقع فارسی بوده و ایشان به این زبان صحبت می کرده، می خوانده و می نوشته اند.

آشپزی مغولی ریشه در آشپزی ایرانی، افغانی و آسیای میانه دارد زیرا برای حداقل 1000 سال ایرانیان و افغان ها به شبه قاره هند مهاجرت کرده و سبک زندگی، پوشاک و خوراک های خویش را وارد این بخش از دنیا کردند. در کل سفره این نوع روش به شکل سنتی شامل سوپ (شوربا), خوراک اصلی (پلو، کباب و یا رسم (خورش) همراه با ماست، رایتا (نوعی سالاد هندی که مخلوطی از برخی سبزیجات و میوه های تازه خرد شده با ماست می باشد), شیرینی جات، شربت های آب میوه طبیعی و ترشی های مختلف می باشد. با ورود مهاجرین ایرانی و افغان به شبه قاره هند روش های آشپزی چون دم کردن (دم) و تنور (تندور ) و هم چنین خوراک هایی چون شوربا، پلو، بریانی، انواع کباب چون شامی کباب و سیخ کباب و شیرینی هایی چون فالوده، شیر خرما، برفی، کله قند، باقرخانی و خورش هایی چون روغن جوش، مرغ مسما و کوفته (کوفتا) وارد سفره مردم هند شد. در آشپزی شمال هند زعفران نقش اساسی را در تهیه انواع خوراک ها بازی می کند زیرا پیش از ورود سلسله های ترک، افغان و ایرانی استفاده از این ماده در آشپزی هندی جایی نداشت، هم چنین لازم به ذکر است که این نوع آشپزی کم ادویه و بیشتر ترش مزه می باشد.

همایون دومین پادشاه سلسله گورکانیان هند به مدت 12 سال در ایران در تبعید بسر می برد و با شاهزاه خانمی ایرانی نیز ازدواج کرده بود او پس از بازگشت به هند، همراه خود بسیاری از نقاشان، موسیقی دانان، آشپزان، معماران و بافندگان ایرانی را به هند آورد و روش های آشپزی و خوراک های ایرانی را وارد سفره مردم هند کرد، همایون به آشپزی هندی بی علاقه بود و خوراک های هندی را نمی پسندید در عوض عاشق غذاهای ایرانی بود و در دربار خود آشپزی ایرانی را باب کرد. او از پلوی ایرانی، جوجه کباب زعفرانی، کوفته و کباب برگ زعفرانی و گوشت های کباب شده در تنور بسیار لذت می برد و خوراک روزانه او و دربار او را خوراک های ایرانی تشکیل می دادند. اکبر شاه سومین پادشاه این سلسله خوراک های ایرانی چون دوپیازه گوشت، قیمه پلو (گوشت قیمه شده مخلوط با پلو), بریانی، کباب سیخی (سیخ کباب), شیرینی هایی چون حلوا، باقر خانی و نانی به نام نان خشک (نوعی نان نازک مانند لواش), شربت های طبیعی مانند شربت انگور، انار و سیب با یخ و در نهایت میوه هایی چون هندوانه و خربزه را بسیار می پسندید و این مواد خوراک هر روزه او را تشکیل می دادند.

با ورود مهاجرین ایرانی، افغانی و ترک به شبه قاره هند از قرن 15 آشپزی هندی درکل تغییر شکل بسیار گرفت و استفاده از میوه های خشک، شربت با یخ، نان تنوری که در هند به آن (نان ) می گویند و هم چنین استفاده از کره حیوانی برای پلو، کباب و مرغ به شدت باب شد.

مهم ترین این نوع خوراک ها در آشپزی مغولی عبارتند از:
1-حلیم Haleem
2-بریانی Biryani
3-مرغ کباب مغولی Murg Kabab Mughali
4-مرغ نورجهانی Murg Noorjehani
5-مرغ مسلم Murg Musallam
6-کوفته شوربا (کوفتا شوربا)Kofta Shorba
7-نرگسی کوفته (نرگسی کوفتا)Nargisi Kofta
8-مرغ تندوری (مرغ تنوری)Murg Tandoori
9-رشمی کباب Reshmi Kababe
10-شاه جهانی مرغ ماسالا Shahjehani Murg Masala
11-شاهی مرغ کورما (شاهی مرغ قورمه)Shahi Murg Korma
12-شاهی روغن جوش Shahi Roghan Josh
13-پسند Pasanda
14-مغولی مرغ پلو Mughali Murg Palou
15-کاملی کباب Kameli Kabab
16-سیخ کباب Sikh Kabab

از انواع معروف شیرینی ها عبارتند از:
1-برفی Barfi
2-کله قند Kalakand
3-شیر خرما Sheer Korma
4-خلفی (کولفی)Kulfi
5-فالوده (فالودا)Falooda
6-انجیر حلوا Anjeer Halwa
7-کیسر فیرنی (فیرنی زعفرانی) Kesari Firni


✍️ متن از سرکار خانم نسیم کمپانی

منبع: کانال تلگرام انجمن ایرانی همکاری با یونسکو(IACU)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۲۸
حسین خمسه ای

یکی دیگر از الگوهای فضایی گردشگری شکل گرفته در عصر پسامدرن گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی می باشد. این الگوی فضایی در برگیرنده رویکرد گردشگران به محیط طبیعی با انگیزه های متفاوتی می باشد که گردشگر از سفر به محیط طبیعی یا طبیعت مدنظر دارد. از این رو گستره فضایی این  الگو ، محیط طبیعی را در بر می گیرد که می تواند به عنوان مثال ساحل ، جنگل ، کوه و نظیر اینها باشد. این الگوی فضایی از گردشگری در برگیرنده گونه های متفاوتی از گردشگری می باشد که در این فضا ، تجربه گردشگری کسب می کنند. این گونه ها می تواند شامل اکوتوریسم، گردشگری دریایی ، گردشگری ورزشی و نظیر اینها باشد.
در این بین نکته مهم ، تمایزی است که بین گردشگری در طبیعت به عنوان یک الگوی فضایی و اکوتوریسم به عنوان یک گونه از گردشگری وجود دارد. این در حالی است که در بیشتر مواقع این دو مترادف هم محسوب می شوند و حتی گاهی یکی پنداشته می شوند.گردشگری در طبیعت یک الگوی فضایی از گردشگری می باشد و شکل دهنده متنی فضایی است که خوانش آن در پیرامون سفر به نقاط طبیعی با انگیزه های متفاوت از سوی گردشگران صورت می گیرد این خود در رویکردی واسازانه بر بنیان ساختارهای متفاوتی از نگرش درون متنی یا برون متنی قرار دارد که در راستای گونه های متفاوتی از گردشگری پدیدار می شود. همچنین در بازار جهانی گردشگری ، گردشگری در طبیعت یک بخش کلی محسوب می شود که اکوتوریسم جزیی از آن در کنار گردشگری ماجراجویی می باشد. در واقع اکوتوریسم بخشی در حال گسترش از بازار گردشگری در طبیعت است. به گونه ای که طبق برآورد « انجمن اکوتوریسم » در سال ۱۹۹۹ ، گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی ۲۰ درصد و اکوتوریسم ۷ درصد از بازار مسافرت جهانی را در اختیار دارد. از این رو نمی توان سفر به طبیعت را بدون در نظر گرفتن ویژگی های آن ، اکوتوریسم نامید در حالی که می توان این گونه سفرها را در چارچوب گردشگری در طبیعت به حساب آورد.
علاوه بر آن از نظر تعاریف نیز هیچگاه گردشگری در طبیعت تنها معادل اکوتوریسم نیست. در اینجا تفاوتی را می توان مشاهده کرد که مابین انگیزه های این دو وجود دارد . گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی ، مسافرت به محیط های طبیعی می تواند در چارچوب انگیزه های متفاوتی باشد که تنها فضای طبیعی را مدنظر داشته و انگیزه مربوطه هیچ گونه رابطه مستقیم با محیط طبیعی ندارد و حتی گردشگر نسبت به محیط دارای هیچ حساسیتی نیست. در حالی که اکوتوریسم بنا به تعریف آن توسط موسسه بین المللی اکوتوریسم در سال ۱۹۹۱ « یک مسافرت مسئولانه به مناطق طبیعی که محیط زیست را حفظ و زندگی راحت مردم محلی را تثبیت نماید» تعریف شده است.

از این رو اکوتوریسم واجد چهار ویژگی مشخص و بارز می باشد که عبارتند از :
۱. سفر به یک منطقه طبیعی
۲. سفری که حامی حفاظت از تنوع زیستی باشد
۳. سفری که برای جوامع میزبان محلی سودمند باشد
۴. سفری که به درک و فهم عمیق از طبیعت و محیط زیست رهنمون باشد.
این خود نشان از گرایش اکوتوریسم به سمت حفاظت از طبیعت دارد به بیانی دیگر گونه ای از گردشگری طبیعت گرا را به ذهن متبادر می سازد.از این رو تعداد سفرهای که بتوان به آنها برچسب اکوتوریستی زد بسیار محدود می باشد و این با گردشگری در طبیعت که به عنوان یک الگوی فضایی گردشگری شکل می گیرد و واجد تنها یک ویژگی از ویژگی های اکوتوریسم که همان سفر به مناطق طبیعی است ، بسیار متفاوت می باشد.در این میان می توان تفاوت بین گردشگری در طبیعت و اکوتوریسم را تفاوت بین شهرنشینی و شهرگرایی مقایسه کرد که اولی نشان از جمعیت شهری دارد و ساکنان شهر را مدنظر قرار می دهد و شهرگرایی ، در برگیرنده مفهوم فرهنگ شهری و برخاسته از مدنیت در فضای شهری می باشد. بر این مبنا گردشگری در طبیعت ، تعداد وفضای گردشگری در رابطه با مناطق طبیعی در برمی گیرد و اکوتوریسم در برگیرنده مفهومی از فرهنگ گردشگری در حفاظت از محیط زیست را در بردارد.
با توجه به مشخص شدن تمایز مابین گردشگری در طبیعت و اکوتوریسم ، می توان گردشگری در طبیعت را اینگونه تعریف کرد :
« گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی ، سفر به مناطق طبیعی در رابطه با بهره‏بری گردشگری با انگیزه های متفاوت از مناطق طبیعی بوده که آثار مثبت و منفی را برای آن مناطق در بر دارد».بنا براین تعریف گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی به عنوان یک الگوی فضایی در چند وجه باید مورد توجه قرار گیرد که در وهله اول سفر به مناطق طبیعی است و در وهله دوم بهره بری از مناطق طبیعی مدنظر می باشد و در آخر تاثیراتی که جریان گردشگری در این مناطق برجای می نهد، دارای اهمیت است.
این در حالی است که الگوهای فضایی گردشگری در عصر پسامدرن خود حاصل ساختار شکنی گردشگری دوران مدرن می باشند و در چارچوب گرایش سرمایه داری سازمان نایافته برای ادغام تمامی فضاها در چرخه سود ، قرار می گیرند . گردشگری در طبیعت نیز خود در این چارچوب قرار می گیرد از این رو توجه به پایداری به عنوان راهکار مهار سرمایه داری در این زمینه اهمیت فراوانی دارند بخصوص از آن رو که در این الگوی فضایی ، مناطق طبیعی مدنظر می باشند. هرچند در این بین اکوتوریسم با توجه به ویژگی های خود در زیر مجموعه گردشگری پایدار نیز قرار می گیرد ولی با این وجود همانگونه که بیان شد اکوتوریسم تنها بخش کوچکی و یک گونه از گردشگری در الگوی فضایی گردشگری در طبیعت می باشد.

منبع: https://www.eligasht.com/Blog

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۵۲
حسین خمسه ای

میلیون‌ها سال است که جانوران در طبیعت به دنیا می‌آیند و دوره ابتدایی زندگی خود را صرف کشف محیط و دوره بعدی را صرف تجربه و مهارت و بقیه عمر از آن تجربه‌ها استفاده می‌کنند. انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست. کودک انسان در دوران ابتدایی کودکی یعنی سه تا یازده سال به صورت غریزی تلاش می‌کند که محیط پیرامون خود را کشف کند. او این اکتشافات را با تمام وجود و با آزمون و خطا و با بهره گیری از تمامی حواس پنجگانه خود انجام می‌دهد. سفتی و نرمی، سبکی و سنگینی، دوری و نزدیکی، پرش و پرتاب وسرعت، مزه ورنگ، صداهای محیط، صداهایی که خودش می‌تواند از گلو یا از اجسام تولید کند.

گرمی و سردی، بو، درد و زخم، ارتفاع و بالاو پایین، قدرت، فشار و کشش، ضربه و صدها عامل دیگر را کشف می‌کند و پس از آنست که ذهنش آماده دریافت آموزه‌های تئوری می‌شود و می‌تواند به درستی قوانین فیزیک و شیمی، زیست شناسی یا هر درسی که در آینده برای او سرنوشت ساز است را درک کند و در زمانش بکار بندد. او با کار کردن با چوب و سنگ با گِل‌بازی و شن بازی مهارت دستانش را بالا می‌برد و می‌تواند ماهرترین جراح، دندانپزشک، خطاط، نجار یا تکنسین شود.

او با پریدن دویدن معلق زدن و غلت زدن و افتادن مهارت‌های جسمانی خود را تقویت می‌کند و می‌تواند قهرمان ورزشی، آتشنشان، خلبان یا تکاور شود. کودک ما وقتی در جایی دور از دیدرس ما و خلاص از امر و نهی‌های ما باشد برای خودش درد سر درست می‌کند و اگر ما نباشیم مجبور است راه حلی برای آن بیابد پس توانایی حل مساله پیدا می‌کند و خلاقیتش را می‌آزماید پس شاید از او یک مخترع، مکتشف یا قهرمان المپیاد ساخته شود.

کودک انسان به مشاهده طبیعت می‌پردازد تغییرات فصل‌ها را می‌بیند با طیف رنگ‌ها روبرو می‌شود رایحه گل‌ها و میوه‌ها را حس می‌کند صدای پرندگان و شر شر آب را می‌شنود چه بسا او یک فیلسوف، نویسنده، شاعر، نقاش یا پیانیست نشود؟ کودک انسان همواره در کنار حیوانات و گیاهان بوده و با لمس و نوازش کردن و غذا دادن و نگهداری از آن‌ها، پدر یا مادر بودن، کشاورز یا دامدار بودن را تمرین می‌کند.

چند سؤال ساده:

 آیا برای موفقیت و برجسته بودن در مشاغل فوق یا هر شغل دیگری چنین پیش نیازهایی لازم است؟ اگر لازم است آیا در محیط‌های شهری، آپارتمان و مدارس و مهدها چنین امکاناتی برای کودکان مهیاست؟ آیا فقط با کتاب و درس و تئوری (همانطور که در سیستم کلاسیک آموزشی کشور در جریان است) جوانان موفق و خلاقی خواهیم داشت؟ آیا قصد داریم کماکان به تولید انبوه فارغ التحصیلان بیکار و کارنا بلد در کارخانه نظام آموزشی فعلی ادامه دهیم؟

آیا عدم خلاقیت و مهارت فرد در یافتن شغل و در پی آن ازدواج تأثیر گذار؟ آیا فرزندان دلبند ما پس از ناکامی در یافتن شغل و درآمد و همسر مناسب در دامن افسردگی و بزهکاری و اعتیاد و فساد و غیره گرفتار نخواهند شد؟ براساس یک برآورد از سراسر دنیا بچه‌ها کمتر از زندانیان فرصت بودن در محیط بیرون را دارند. آیا به پی آمدهای فاجعه بار این وضع برای آینده انسان و طبیعت فکر کرده‌ایم؟

راشل کارسون (۱۹۹۸) دانشمند و نویسنده حوزه محیط زیست چنین عنوان می‌کند: "برای کودک، دانستن به اندازه احساس کردن اهمیت ندارد. اگر حقایق بذرهایی باشند که بعداً منجر به تولید دانش و خرد می‌شوند، عواطف و هیجانات در حکم خاک باروری هستند که این بذرها باید در آن رشد کنند. سال‌های اولیهٔ دوران کودکی زمان آماده کردن این خاک است. آنگاه که عواطف و هیجانات برانگیخته شدند و حسی از زیبایی و هیجان ناشی از چیزی جدید و ناشناخته، حسی از همدردی و دلسوزی، تأثر و یا عشق ایجاد شد، آنگاه ماخواهان شناختن چیزهایی خواهیم شد که عواطف و هیجانات ما را چنین تحت تأثیر قرار داده‌اند. آنچه از این طریق حاصل شود، دوامی همیشگی خواهد داشت. مهم‌تر آن است که راهی برای کودک مهیا کنیم که مشتاق به دانستن شود نه اینکه او را در معرض حقایقی بگذاریم که هنوز برای هضمشان آمادگی ندارند. "

فضای مدرسه طبیعت چگونه است؟

ساختار مدرسه طبیعت به قول دکتر عبدالحسین وهابزاده پایه گزار مدرسه طبیعت در ایران: " هرجاییست که سامان و نظم انسانی نداشته و عوامل طبیعی در شکل دادن به آن چیره باشد. لذا می‌تواند یک قطعه جنگل یا درختزار با درختان پراکنده و یا حتی یک بوته زار کویری که چند درخت در آن روئیده است. آنچه اهمیت دارد اینکه بصورت بستری غنی مرکب از مواد طبیعی و امکانات آموزشی باشد.

کتاب امکانات آزمایشگاهی و حتی وسایل جدید همچون نرم افزارها و گجت‌ها که کودک به تناسب علاقه و نیازش به آن‌ها مراجعه و تعامل کند." تلاش ما اینست که معیارهای اصلی موجود در طبیعت را در یک محدوده کوچک‌تر تداعی کنیم. مسلماً در هر منطقه جغرافیایی عواملی به صورت طبیعی وجود دارد ولی بقیه را در مدرسه با ابعاد کوچک‌تر ایجاد می‌کنیم.

مثلاً در یک باغ محصور که درختانی در آن وجود دارند و علف‌های هرز در آن روییده در گوشه‌ای تل خاک می‌ریزیم بجای کوه و تپه و در گوشه‌ای دیگر تل شن بجای کویر یا ساحل و در کنارش یک آبگیر مهیا می‌کنیم که رودخانه یا دریا را تداعی کند. حشرات و حیوانات کوچک خواه ناخواه هستند و حیوانات اهلی هم مثل سگ و گربه و خرگوش و مرغ و اردک در محوطه رها می‌کنیم.

محوطه ای‌ای را برای کاشت سبزی و صیفی اختصاص می‌دهیم و چند سازه کوچک با چوب و طناب می‌سازیم و الباقی را به عهده خود بچه‌ها می‌گذاریم. آن‌ها خودشان با استفاده از قوه تخیلشان از همان اشیا داخل طبیعت چیزهایی مثل پل، قایق، خانه درختی، تاب، قلعه، لانه حیوانات یا ماشین و قطار می‌سازند و برای استفاده بهتر پارو و نردبان و شمشیر و سپرو تیر و کمان درست می‌کنند. البته ما قبلاً مکانی به نام کارگاه تعریف کرده‌ایم و در آن ابرازی مثل میخ و چکش و اره و انبردست و بیل و بیلچه و طناب و قیچی و قلم مو و رنگ و تخته و پالت در آن قرار داده‌ایم.

تسهیل‌گران مدرسه طبیعت

تسهیل‌گرانی که اکنون در مدارس طبیعت مشغول کار هستند در واقع علاقمندان و فعالان در حوزه محیط زیست هستند که به این باور رسیده‌اند که طبیعت کشور عزیزمان نجات نخواهد یافت مگر اینکه نسل آینده این طبیعت را بشناسد. آن را لمس کند و به آن علاقمند شود و در نتیجه به قول جناب آقای محمد درویش مثل ارزش‌های غیر قابل معامله زندگیش از آن محافظت کند.

در حقیقت تسهیلگران افراد آموزش دیده‌ای هستند که کودکان را به صورت نامحسوس زیر نظر دارند، در تصمیمات و رویاهای کودکان دخالت نمی‌کنند و به پرسش‌های آن‌ها پاسخ مستقیم نمی‌دهند تا کودکان برای یافتن پاسخ خود به فکر فرو روند تلاش کنند یا صبر کنند مثالی که استاد عبدالحسین وهابزاده در این مورد زده بودند این بود که روزی کودکی به درختی در مدرسه اشاره کرد و پرسید که این درخت چیست و استاد در پاسخ همان سؤال را تکرار می‌کند و کودک به جواب نمی‌رسد اما مدتی بعد کودک را بالای همان درخت می‌یابد که درحال چیدن و خوردن توت است.

به نظر شما جوابی از این مسلم تر می‌توانست برای بچه وجود داشته باشد؟ استاد در ادامه می‌گوید آن کودک توت را دید نرمی و سفتی آن را با دستانش حس کرد بو و مزه توت‌های رسیده و کال را چشید و در همان زمان شنیدن صدای گذر نسیم از لابلای شاخ و برگ درخت برای او نوید رسیدن به یک جواب با تمام وجود را می‌دهد.

قوانین مدرسه طبیعت

برای کودکان در مدرسه طبیعت تنها یک قانون اصلی وجود دارد و آن اینست که نباید به خودشان و دیگران و حیوانات و درختان و سازه‌های مدرسه آسیب بزنند. قانون فرعی هم احترام و عدم توهین به همدیگر و تسهیل‌گران است.

قانون دوم برای والدین و همراهان است که باید در مدت زمانی که کودک در اختیار مدرسه است حضور نداشته باشند یا در صورت حضور اجباری از کودک فاصله بگیرند زیرا رفتار و احساسات کودک در حضور و عدم حضور والدین کاملاً متفاوت بوده و به نتیجه مورد نظر منتهی نخواهد شد. اینجاست که برخی والدین طبیعت دوست تفاوت مدرسه طبیعت را با زمانی که خانوادگی در طبیعت حضور پیدا می‌کنند را متوجه می‌شوند و تفاوت عمده دوم در اینست که کودک در مدرسه طبیعت با کودکان دیگر در سنین و جنس‌های متفاوت تعامل اجتماعی پیدا می‌کند و این اصطکاک تمرینی است برای او که در آینده نه چندان دور قرار است به تنهایی وارد جامعه ای شود که پر از افرادی با سنین و جنس دیگر است. تمرینی که این روزگار در خانواده‌های تک فرزند و کم فرزند تجربه نمی‌شود و پیامد آن به وجود آمدن جوانان گوشه گیر یا خشن و غیر اجتماعی و یا روابط غیر اصولی با جنس مخالف خواهد شد.

نظام آموزشی در مدرسه طبیعت

در مدرسه طبیعت هیچ آموزش و کتاب، جزوه و ماده درسی وجود ندارد هیچ امتحان و نمره‌ای در کار نیست در نتیجه رقابتی بین بچه‌ها نیست. آن‌ها به کمک هم به راه حل می‌رسند تا مشورت و همدلی را بیاموزند آن‌ها دست به ساخت پروژه می‌زنند تا کار گروهی را تمرین کنند. کودکان بزرگ‌تر از کودکان کوچک‌تر مراقبت می‌کنند تا حس مسوولیت را فراگیرند و بچه‌های کوچک‌تر به کودکان بزرگ‌تر تکیه می‌کنند تا حس اعتماد در آن‌ها پرورش یابد و باز به قول استاد وهابزاده:" آنچه در اینجا کلیدیست اینست که چیزی از طریق آموزش مستقیم توسط بزرگ‌ترها به کودک یاد داده نمی‌شود مگر آنکه کودکان درخواست و اشتیاق دانستن آنرا داشته باشند. کودک از طریق عمل خویش یا تعامل با سایر کودکان که در سنین مختلف و با آورده‌های تجربی مختلف‌اند همه چیز را فرا می‌گیرد. "

در واقع همه تلاش مدرسه طبیعت فراهم کردن یک بستر غنی برای ایجاد تجربه‌های متفاوت و متنوع برای کمک به شکوفایی استعدادهای نهفته در کودکان است که جای خالی این موضوع در مدارس نظام آموزشی فعلی به شدت احساس می‌شود. از نظر ترمیک در مدرسه طبیعت هیچ کلاس یا ترم یا رتبه‌ای که بین بچه‌ها تقسیم بندی ایجاد کند وجود ندارد درست مثل خود طبیعت. اما بچه‌هایی که مدت زمان زیادتری است که به مدرسه می‌آیند را می‌توان به راحتی از رفتار و مهارت‌هایشان تشخیص داد.

برنامه حضور درمدرسه طبیعت بسته به سیاستگزاری مدرسه برای کودکان سه تا شش سال می‌تواند به دلخواه از یک جلسه تا هرروز باشد یا به صورت گروهی از طرف مهد باشد و حضور بچه‌های مدرسه‌ای در سانس عصر یا در روزهای تعطیل یا به صورت اردو از طرف مدرسه می‌تواند باشد. برخی از والدین هم معتقد به جایگزینی یا ترکیب مدرسه طبیعت با مدارس عادی هستند.

آرش کرمانشاهی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۲۵
حسین خمسه ای

 از اینجا دانلود کنید:

http://s9.picofile.com/file/8281764684/MJSP30071248636600.pdf.html

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۵ ، ۰۹:۴۶
حسین خمسه ای

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۵ ، ۲۳:۰۵
حسین خمسه ای

در اواخر قرن نوزدهم، افراد مشتاقی متوجه شده بودند که تمدن و زندگی روستایی در حال ناپدید شدن و نابودی است. این افراد در کشور سوئد، اولین اکوموزه جهان را تأسیس کردند. در واقع اکوموزه‌ها برای نجات و حفظ شکل زندگی روستایی، زمانی که پیش بینی می‌شد در آینده دیگر اثری از این نوع زندگی نباشد، شکل گرفت. سوئدیها خانه‌های دارای ارزش تاریخی و فرهنگی را به یک مکان انتقال دادند و نام آن مکان را اسکانسن گذاشتند که از نام استکهلم پایتخت سوئد گرفته شده است. اما آنها در عین حال به حفظ پیشه‌ها، صنایع، مشاغل مختلف و شیوه‌های انجام کار توسط روستائیان نیز توجه داشتند. ایده این موزه‌ها، که گاه موزه فضای باز هم نامیده می‌شوند، به تدریج از کشورهای اسکاندیناوی خارج شد و به دو شاخه اصلی تقسیم شد: یک شاخه از سمت دانمارک وارد اروپای مرکزی شد و تا روسیه پیش رفت. در این شاخه که شاخه قارهای یا اروپایی نیز نامیده میشود، موزه‌های بسیار مهمی، بین سالهای 1920 تا 1940 ،تأسیس شد. شاخه دیگر از طریق دانمارک به انگلستان رفت و از آن طریق به کانادا، ایاالت متحده و استرالیا رسید. درواقع اکوموزه، قلمروئی از فرهنگ و زندگی را در خود جای داده است، در حالی که موزه های دیگر تنها به یک رشته یا زمینه (فرش، هنرهای تزئینی و... ) می‌پردازند.

در اکوموزه‌ها ترکیبی از مسائل فیزیکی، جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و انسانی به چشم می‌خورد. در واقع حضور زنده و در حال رشد مردم، وجه تمایز اکوموزه‌ها با دیگر موزه‌ها است. بنابراین اکوموزه‌ها در مقایسه با دیگر اشکال معمول موزه‌ها، نقش مهم تری در رشد و تکامل جامعه دارند. در رهیافت روستای خالق که یکی از جدیدترین رهیافت های فراخوانی محتوی توسعه است. در این رهیافت تالش بر آنست تا با تکیه بر داشته‌های مستتر در زندگی مردم زمینه توسعه درون زا فراهم آورده شود. یکی از این موارد اکوموزه‌ها است که با طراحی و معماری الهام گرفته از بوم میزبان میتواند در جذب گردشگر و ایجاد درآمد مکمل برای روستائیان مثمر باشد. محورهای خالقیت از جمله ادبیات، طراحی، موسیقی، صنایع دستی، رسانه و ... از جمله محتوی تشکیل دهنده اکوموزه ها در روستای خالق می توانند باشند.

منبع: کانال تلگرام creativevillageinstitute@ - روستای خلاق

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۵ ، ۰۰:۳۲
حسین خمسه ای

استفاده از کوهستان و طبیعت زیبایش و لذت بردن از آن نیاز به رعایت اصول و مقرراتی دارد که رعایت هر یک از آنها در تندرستی و سلامتی کوهنورد بسیار موثر است:

۱- هرگز تنها به کوه نروید.
۲- از مسیرهای عمومی و علامت گذاری شده حرکت نمایید.
۳- به خانواده، دوستان، قرارگاهها، و پناهگاهها مسیر کوه پیمایی خود را اطلاع دهید و پس از بازگشت نیز به تمامی کسانی که اطلاع داده اید خبر بازگشت خود را اعلام نمایید.
۴- صعود خود را صبح زود آغاز کنید. همیشه طوری برنامه ریزی کنید که وقت اضافی برای استراحت، بازگشت و حوادث پیش بینی نشده داشته باشید.
۵- وضعیت هوا را به طور دائم در نظر داشته باشید.
۶- برنامه و زمان بندی دقیقی برای کوه پیمایی تنظیم نمایید.
۷- همیشه یک سوت و یک چراغ قوه به همراه داشته باشید.
۸- قبل از آغاز برنامه اطمینان حاصل نمایید که کلیه امکانات لازم برای کوه پیمایی را بهمراه دارید.
۹- هرگز از ساک و کیف به جای کوله پشتی استفاده نکنید.
۱۰- قدم ها را با مکث بردارید و در شیبهای تند روی هر پا اندکی استراحت نمایید.
۱۱- کفش و لباس مناسب فصل را بپوشید و همیشه لباس اضافی نیز به همراه داشته باشید.
۱۲- اگر برنامه شب مانی دارید قبل از تاریک شدن هوا اقدام به برپایی چادر و کمپ نمایید.
۱۳- همیشه یک کیف کمکهای اولیه همراه خود داشته باشید.
۱۴- یک کیسه کوچک زباله در کوله پشتی خود داشته باشید و فراموش نکنید که کوه همیشه باید تمیز باشد تا قابل استفاده مجدد برای شما و دیگران باشد.
۱۵- طول و سختی مسیر صعود براساس توانایی ضعیف ترین فرد گروه انتخاب شود.
۱۶- افراد گروه در یک برنامه کوه پیمایی باید از آمادگی جسمانی و روانی مناسب برخوردار باشند.
۱۷- افراد گروه نباید اختلاف سنی زیادی با هم داشته باشند و تا اندازه ای یکدل و هم سلیقه و هم اخلاق باشند.
۱۸- هر گروه حداقل باید یک مربی درجه (۳) کوه پیمایی به همراه خود داشته باشد.
۱۹- در مسیرهای برفی، از سرخوردن بدون کنترل خودداری نمایید.
۲۰- اگر مشکلی پیش آمد و یک نفر مصدوم در گروه به همراه دارید قبل از اتلاف وقت به طرف پایین حرکت نمایید.
۲۱- کروکی ، نقشه و قطب نما یا G.P.S همراه داشته باشید.
۲۲- اندازه قدمها و گامها به اندازه عرض شانه ها برداشته شود.
۲۳- با یک قدم دم و با قدم دیگر بازدم را انجام دهید و تنفس را از راه بینی انجام دهید و در شیبهای تند با هر قدم یک دم و یک بازدم انجام دهید.
۲۴- هیچ وقت بدون اجازه سرپرست از تیم جدا نشوید.
۲۵- در سربالایی ها و شیبهای تند به صورت زیگزاک حرکت نمایید تا شیب مسیر شکسته شود.
۲۶- در سربالایی و سرازیریها با تمام کف پا راه بروید.
۲۷- از حرکت با بغل پاها در سرازیری ها خودداری کنید.
۲۸- در صعود، همیشه سنگینی خود را به جلو و در فرود سنگینی خود را به عقب متمایل نمایید.
۲۹- قبل از حرکت ابتداء تمرینات ورزشی و حرکات کششی را حتماً انجام دهید.
۳۰- در ابتدا حرکت هر نیم ساعت ۵ دقیقه استراحت و سپس زمان حرکت زیادتر و زمان استراحت کمتر می گردد (به ازای هر یک ساعت حرکت ۵ دقیقه استراحت نمایید)
۳۱- در هنگام استراحت و حرکت، خوردن آب و تنقلات و شیرینی جات را فراموش نکنید.
۳۲- بعد از توقف ، کوله پشتی و پشت خود را به طرف آفتاب قرار دهید و بلافاصله لباس گرمکن و بادگیر خود را بپوشید.
۳۳- در هنگام حرکت از پوشیدن لباس اضافی خودداری نمایید و هنگام توقف آنها را بپوشید.
۳۴- پاها را روی زمین نکشید بلکه اندکی از زمین بلند کنید و دستها را آزاد نگهدارید.
۳۵- هر ۱۲۵ قدم حدود ۱۰۰ متر می باشد و مسافت پیموده شده را می توان به این صورت محاسبه نمایید.
۳۶_در صخره نوردی همیشه ۳ نقطه از بدن باید درگیر سنگ باشد.
۳۷- آهسته و منظم حرکت کنید.
۳۸- برای شروع کوه پیمایی سعی کنید تابستان و اوایل پاییز را انتخاب کنید.
۳۹- از ریزش و جا به جا کردن سنگ خودداری نمایید.
۴۰- اگر گُم شدید در فرود آمدن از کوه عجله نکنید، با مشورت بهترین راه را پیدا کنید.
۴۱- مسیر صعود را با سنگ چین علامت گذاری نمایید تا در زمان برگشت دچار اشتباه و گُم کردن راه نشوید.
۴۲- زمان فرود اغلب دو سوم زمان صعود می باشد، با این محاسبه زمان و توان خود را تقسیم بندی نمایید.

برداشت از :

موسسه علمی پزشکی کوهستان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۵ ، ۲۳:۰۰
حسین خمسه ای

صنعت گردشگری ویژگی‌های زیادی دارد که آن را نسبت به سایر فعالیت‌های متعارف اقتصادی متمایز می‌کند. محصولات در این صنعت برخلاف کالاهای تولیدی ملموس نبوده و دارای ویژگی‌های منحصر به فردی هستند. به شکلی که گردشگر مالک خدمات ارائه شده نبوده و قادر به آزمودن محصول پیش از خرید نیست. گردشگر تنها آن هنگام که بلیط سفر را تهیه می‌کند و در صندلی هواپیما می‌نشیند، توصیفی را که فروشنده بیان کرده تجربه می‌کند. این موضوع نشان‌دهنده این واقعیت است که گردشگر به‌عنوان بخشی از محصول در فرآیند تولید حضور داشته و محصولات به‌طور هم‌زمان تولید و مصرف می‌شود. آگاهی از پیشینه خدمات و مقایسه آن با سایر محصولات مشابه ارائه شده توسط عرضه‌کنندگان مختلف، فقط از طریق کسب اطلاعات دقیق میسر است. از همین رو نقش اطلاعات در صنعت گردشگری، نقشی مهم و حیاتی به شمار می‌رود.

مطالعات و پژوهش‌های گوناگون نشان می‌دهد که سفر کردن در حال تبدیل‌شدن به اقتصادی وب سایتی است. اینترنت و پیدایش گوشی‌های هوشمند، فروش مستقیم به مشتریان را بیش از پیش ممکن می‌سازد که این موضوع می‌تواند تهدیدی جدی برای دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی به‌عنوان عناصر واسطه بین گردشگران و عرضه‌کنندگان خدمات گردشگری باشد. تجارت الکترونیک به فروش کالا و خدمات از طریق اینترنت اشاره دارد و فناوری جدید در بستر اینترنت، شبکه در دسترس گسترده‌ای  را در سراسر جهان ایجاد نموده که ما را با اقیانوسی وسیع از اطلاعات و ارائه خدمات مواجه می‌سازد. نتایج تحقیقات انجمن صنعت مسافرت امریکا در سال ۲۰۰۴ نشان می‌دهد که بیش از ۶۳ میلیون نفر از اینترنت برای برنامه‌ریزی و ذخیره بلیط و مکان سفر استفاده کرده­اند. بسیاری از مصرف‌کنندگان بخش مسافرتی با آموختن نحوه جستجوی اینترنتی و انجام خرید اینترنتی بلیط­های هواپیما در حال ایجاد قابلیت خود خدمتی هستند. آن‌ها سعی می‌کنند بر سر قیمت‌های پایین برای دریافت بلیط و رزرو اتاق‌ها به توافق برسند. به‌طورکلی مصرف‌کنندگان بیشتر به خود متکی شده‌اند و این موضوع می‌تواند به شرکت‌های فعال در این صنعت کمک کرده تا بر مشکلات کمبود نیروی کار و هزینه‌های بالای نیروی انسانی غلبه نماید. به گزارش مجله «ای مارکتر» در سال ۲۰۰۷، بیش از یک میلیارد دلار صرف تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی شده است.

آمار نشان می‌دهد حجم وسیعی از انسان‌ها حداقل در یکی از شبکه‌های اجتماعی از قبیل اینستاگرام، تلگرام، فیس بوک، توئیتر و… عضو هستند. مطالعات شرکت دیلویت، بزرگ‌ترین شرکت خدمات حرفه‌ای جهان روی عادات سفر در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی، نشان‌دهنده این موضوع است که شبکه‌های اجتماعی پس از دوستان و آشنایان دومین کانال اطلاعات گردشگری است. بسیاری از کاربران این‌گونه از شبکه‌های ارتباطی گفته‌اند که از تصاویر دوستان و آشنایان خود برای ایده‌های سفرشان الهام گرفته‌اند. همچنین در زمان گشت‌وگذار در شبکه‌های اجتماعی ایده سفر به یک مقصد خاص برای آن‌ها شکل‌گرفته، حتی بااینکه برنامه‌ای برای سفر نداشته‌اند.

دیدن تصاویر منتشر شده از تعطیلات دوستان، خواندن پست‌ها و کامنت های گذاشته شده و تمایل برای دریافت لایک های بیشتر در تصمیم‌گیری برای انتخاب مقصد بعدی تأثیرگذار است. دوربین‌های پیشرفته گوشی‌های هوشمند در کنار نرم‌افزارهای مختلف ویرایش عکس و اینترنت پرسرعت به یکی از ملزومات سفرهای گردشگران تبدیل شده است. همچنین با گسترش و تکمیل فناوری دیجیتال و افزایش شبکه‌های اجتماعی، شکل بازاریابی و کسب‌وکار هم تغییر کرده است.

بیشتر عرضه‌کنندگان خدمات گردشگری از این شبکه‌های اجتماعی به‌منظور تبلیغ خدمات خود استفاده می‌کنند و مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که بیشترین تأثیر را در تغییر ذهنیت و تصمیم‌گیری‌های مخاطب داشته است. درک مزایای این رسانه‌ها باعث تدوین استراتژی‌های نوین بازاریابی و ترویج مقاصد گردشگری و رسیدن به طیف وسیعی از بازدیدکنندگان بالقوه می‌شود که درنهایت یک مزیت رقابتی برای سازمان‌های عرضه‌کننده است.

منبع: کیمیای ایران

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۵ ، ۱۱:۱۶
حسین خمسه ای

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۵ ، ۱۲:۱۸
حسین خمسه ای

محمد رضا خراسانی-در باره سفر آگاهان به تاکید می گویند جاده نه راه رسیدن که خود بخشی از سفر است. برای اصلاح نگاه مردم و نهادینه شدن این گزاره هم تلاش می کنند چون وقتی راه و جاده را ابزار رسیدن به مقصد بدانی همه تلاشت گذر از آن خواهد بود بی آنکه از آن و مواهب پیرامونی آن  به عنوان یک فرصت بکر حظ و بهره ببری. اگر پای صحبت بسیاری از مسافران بنشینیم هم برای مان از سفر خواهند گفت که شرق نا غرب و شمال تا جنوبش به همان شهر مقصد ختم می شود و کمتر و خیلی کمتر کسی را خواهیم یافت که راه را هم دیده باشد و جز خاطرات تلخ حادثه را هم در یاد ، ذخیره کرده باشد. اصلا شاید یکی از دلایل مهم فراوانی حوادث جاده ای هم همین باشد که جاده را جزو سفر نمی دانیم و با سرعت تمام می خواهیم به مقصد برسیم و حتی به ظرفیت های استاندارد جاده هم توجه نمی کنیم و نتیجه چنین خونبار می شود که ما را بر سکوهای نخست حوادث جاده ای جهان قرار می دهد که به اندازه یک جنگ تمام عیار از ما تلفات می گیرد اما اگر چنانکه سهراب سپهری می گوید، دیده را بشوییم و جور دیگر ببینیم درخواهیم یافت زیبایی های تامل برانگیز جاده را. اگر جاده را جزو سفر بدانیم ، خود راه خواهدمان گفت چون باید رفت. آن وقت فرصت شناسان هم به سرمایه گذاری خواهند پرداخت در حوالی جاده و آنقدر جاذبه ایجاد خواهد شد که دیگر حتی مقصد اندیشان هم نتوانند از آن چشم بپوشند. این نگاه که نهادینه شد، جنون سرعت هم روی منحنی اصلاح قرار خواهد گرفت تا کمتر کسانی از زخم جاده بگویند و جاده را که یکی از شاخص های مهم توسعه است را با مرگ عزیزان خود به یاد نیاورند. بله باید جاده را دید و مطابق شاخص های گردشگری همان منطقه هم برایش برنامه ریزی کرد. یعنی هارمونی گردشگری مناطق باید پیرامون آن را هم در بر بگیردو خود مقصد را نیز هم. با این نگاه به خود شهر هم که برسیم توقع خواهیم داشت مکانهای تفریحی و حتی اقامتی نیز همخوانی شایسته ای با زاد بوم آن دیار داشته باشد نه اینکه در شرق و غرب کشور شاهد اقامتگاه هایی باشیم که با هم تفاوتی ندارند بماند که حتی به معماری غربی بیشتر شبیه اند چه رسد به معماری ایرانی و منطقه ای. اینکه معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بر توسعه، تقویت و تامین زیرساختهای مناسب گردشگری، تاکید دارد و می گوید: باید به ساخت و توسعه هتل های سنتی و اقامتگاه های بوم گردی در نقاط مختلف کشور  توجه ویژه داشت، خود تقویت کننده این نگاه است که باید گردشگری مناطق را جوری سامان داد که "همه چیزش به همه چیزش بیاید" و قواره یک پارچه ای شکل بگیرد که یک پیام مشخص را ارائه کند.دکتر زهرا احمدی پور که با حضور در شهرستان قلعه گنج از هتل کپری پارسیان این شهرستان بازدید کرده است در بازدید از بخش های مختلف این هتل به توسعه و ساخت هتل های سنتی و اقامتگاه های بوم گردی در نقاط مختلف کشور به منظور جذب هر چه بیشتر گردشگران و توسعه گردشگری، تاکید می کند. حرف درستی که اگر درست طراحی و اجرا بشود می توانیم به روزی امید بندیم که هر منطقه ما داری هویت خاص خود باشد، یک هویت مستقل که در کنار دیگر مناطق، هارمونی هویت ایرانی را بسازد. هویتی که با نگاه به گذشته پرافتخار و معماری ممتاز خود ، در چشم گردشگران خارجی هم بنشیند.نکته ای که باید توجه داشت این است که گردشگران خارجی "ساختمان خارجی" و معماری خارجی فراوان دیده اند و زمانی که به کشور دیرینه سالی چون ایران می آیند می خواهند با سنت ها و سازه های سنتی آشنا شوند و یک بنای با معماری ایرانی و متناسب با زادبوم منطقه برایشان هزاربار پذیرفتنی تر است تا مثلا یک هتل لوکس با معماری اروپایی در یک شهر کویری.این را معاون رئیس جمهور خوب می بیند و هدف گزاری می کند و می گوید: بهره گیری از فضاهای سنتی و همچنین توجه به آداب و رسوم و سنت های هر منطقه و توجه به سابقه تمدنی شهرهای مختلف، باید در احداث هتل های سنتی و اقامتگاههای بوم گردی مورد توجه قرار گیرد. این البته به معنای چشم بستن بر نوآوری ها نیست که می توان مدرنیسم را هم به خدمت گرفت و با استفاده از تجربیات جدید و ایجاد مراکز اقامتی جذاب، مانند هتل های سنتی و اقامتگاه های بوم گردی به رونق گردشگری کشور کمک کرد. ان شاالله در این حوزه با نگاه نو، گام های نو برداریم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۵ ، ۱۲:۲۳
حسین خمسه ای