Zanjan Tourism

فعالیت وبلاگ گردشگری زنجان در حوزه آموزش و اطلاع رسانی گردشگری است.

Zanjan Tourism

فعالیت وبلاگ گردشگری زنجان در حوزه آموزش و اطلاع رسانی گردشگری است.

هدف رسانه گسترش اطلاع رسانی و آموزش است. بازنشر مطالب و اخبار، لزوما به معنای تائید محتوای آن نیست.

بایگانی
آخرین نظرات
پیوندها

۱۶۱ مطلب با موضوع «آموزش و پژوهش» ثبت شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۵۸
حسین خمسه ای

یکی دیگر از الگوهای فضایی گردشگری شکل گرفته در عصر پسامدرن گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی می باشد. این الگوی فضایی در برگیرنده رویکرد گردشگران به محیط طبیعی با انگیزه های متفاوتی می باشد که گردشگر از سفر به محیط طبیعی یا طبیعت مدنظر دارد. از این رو گستره فضایی این  الگو ، محیط طبیعی را در بر می گیرد که می تواند به عنوان مثال ساحل ، جنگل ، کوه و نظیر اینها باشد. این الگوی فضایی از گردشگری در برگیرنده گونه های متفاوتی از گردشگری می باشد که در این فضا ، تجربه گردشگری کسب می کنند. این گونه ها می تواند شامل اکوتوریسم، گردشگری دریایی ، گردشگری ورزشی و نظیر اینها باشد.
در این بین نکته مهم ، تمایزی است که بین گردشگری در طبیعت به عنوان یک الگوی فضایی و اکوتوریسم به عنوان یک گونه از گردشگری وجود دارد. این در حالی است که در بیشتر مواقع این دو مترادف هم محسوب می شوند و حتی گاهی یکی پنداشته می شوند.گردشگری در طبیعت یک الگوی فضایی از گردشگری می باشد و شکل دهنده متنی فضایی است که خوانش آن در پیرامون سفر به نقاط طبیعی با انگیزه های متفاوت از سوی گردشگران صورت می گیرد این خود در رویکردی واسازانه بر بنیان ساختارهای متفاوتی از نگرش درون متنی یا برون متنی قرار دارد که در راستای گونه های متفاوتی از گردشگری پدیدار می شود. همچنین در بازار جهانی گردشگری ، گردشگری در طبیعت یک بخش کلی محسوب می شود که اکوتوریسم جزیی از آن در کنار گردشگری ماجراجویی می باشد. در واقع اکوتوریسم بخشی در حال گسترش از بازار گردشگری در طبیعت است. به گونه ای که طبق برآورد « انجمن اکوتوریسم » در سال ۱۹۹۹ ، گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی ۲۰ درصد و اکوتوریسم ۷ درصد از بازار مسافرت جهانی را در اختیار دارد. از این رو نمی توان سفر به طبیعت را بدون در نظر گرفتن ویژگی های آن ، اکوتوریسم نامید در حالی که می توان این گونه سفرها را در چارچوب گردشگری در طبیعت به حساب آورد.
علاوه بر آن از نظر تعاریف نیز هیچگاه گردشگری در طبیعت تنها معادل اکوتوریسم نیست. در اینجا تفاوتی را می توان مشاهده کرد که مابین انگیزه های این دو وجود دارد . گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی ، مسافرت به محیط های طبیعی می تواند در چارچوب انگیزه های متفاوتی باشد که تنها فضای طبیعی را مدنظر داشته و انگیزه مربوطه هیچ گونه رابطه مستقیم با محیط طبیعی ندارد و حتی گردشگر نسبت به محیط دارای هیچ حساسیتی نیست. در حالی که اکوتوریسم بنا به تعریف آن توسط موسسه بین المللی اکوتوریسم در سال ۱۹۹۱ « یک مسافرت مسئولانه به مناطق طبیعی که محیط زیست را حفظ و زندگی راحت مردم محلی را تثبیت نماید» تعریف شده است.

از این رو اکوتوریسم واجد چهار ویژگی مشخص و بارز می باشد که عبارتند از :
۱. سفر به یک منطقه طبیعی
۲. سفری که حامی حفاظت از تنوع زیستی باشد
۳. سفری که برای جوامع میزبان محلی سودمند باشد
۴. سفری که به درک و فهم عمیق از طبیعت و محیط زیست رهنمون باشد.
این خود نشان از گرایش اکوتوریسم به سمت حفاظت از طبیعت دارد به بیانی دیگر گونه ای از گردشگری طبیعت گرا را به ذهن متبادر می سازد.از این رو تعداد سفرهای که بتوان به آنها برچسب اکوتوریستی زد بسیار محدود می باشد و این با گردشگری در طبیعت که به عنوان یک الگوی فضایی گردشگری شکل می گیرد و واجد تنها یک ویژگی از ویژگی های اکوتوریسم که همان سفر به مناطق طبیعی است ، بسیار متفاوت می باشد.در این میان می توان تفاوت بین گردشگری در طبیعت و اکوتوریسم را تفاوت بین شهرنشینی و شهرگرایی مقایسه کرد که اولی نشان از جمعیت شهری دارد و ساکنان شهر را مدنظر قرار می دهد و شهرگرایی ، در برگیرنده مفهوم فرهنگ شهری و برخاسته از مدنیت در فضای شهری می باشد. بر این مبنا گردشگری در طبیعت ، تعداد وفضای گردشگری در رابطه با مناطق طبیعی در برمی گیرد و اکوتوریسم در برگیرنده مفهومی از فرهنگ گردشگری در حفاظت از محیط زیست را در بردارد.
با توجه به مشخص شدن تمایز مابین گردشگری در طبیعت و اکوتوریسم ، می توان گردشگری در طبیعت را اینگونه تعریف کرد :
« گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی ، سفر به مناطق طبیعی در رابطه با بهره‏بری گردشگری با انگیزه های متفاوت از مناطق طبیعی بوده که آثار مثبت و منفی را برای آن مناطق در بر دارد».بنا براین تعریف گردشگری در طبیعت یا طبیعت گردی به عنوان یک الگوی فضایی در چند وجه باید مورد توجه قرار گیرد که در وهله اول سفر به مناطق طبیعی است و در وهله دوم بهره بری از مناطق طبیعی مدنظر می باشد و در آخر تاثیراتی که جریان گردشگری در این مناطق برجای می نهد، دارای اهمیت است.
این در حالی است که الگوهای فضایی گردشگری در عصر پسامدرن خود حاصل ساختار شکنی گردشگری دوران مدرن می باشند و در چارچوب گرایش سرمایه داری سازمان نایافته برای ادغام تمامی فضاها در چرخه سود ، قرار می گیرند . گردشگری در طبیعت نیز خود در این چارچوب قرار می گیرد از این رو توجه به پایداری به عنوان راهکار مهار سرمایه داری در این زمینه اهمیت فراوانی دارند بخصوص از آن رو که در این الگوی فضایی ، مناطق طبیعی مدنظر می باشند. هرچند در این بین اکوتوریسم با توجه به ویژگی های خود در زیر مجموعه گردشگری پایدار نیز قرار می گیرد ولی با این وجود همانگونه که بیان شد اکوتوریسم تنها بخش کوچکی و یک گونه از گردشگری در الگوی فضایی گردشگری در طبیعت می باشد.

منبع: https://www.eligasht.com/Blog

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۵۲
حسین خمسه ای

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۲۰
حسین خمسه ای

میلیون‌ها سال است که جانوران در طبیعت به دنیا می‌آیند و دوره ابتدایی زندگی خود را صرف کشف محیط و دوره بعدی را صرف تجربه و مهارت و بقیه عمر از آن تجربه‌ها استفاده می‌کنند. انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست. کودک انسان در دوران ابتدایی کودکی یعنی سه تا یازده سال به صورت غریزی تلاش می‌کند که محیط پیرامون خود را کشف کند. او این اکتشافات را با تمام وجود و با آزمون و خطا و با بهره گیری از تمامی حواس پنجگانه خود انجام می‌دهد. سفتی و نرمی، سبکی و سنگینی، دوری و نزدیکی، پرش و پرتاب وسرعت، مزه ورنگ، صداهای محیط، صداهایی که خودش می‌تواند از گلو یا از اجسام تولید کند.

گرمی و سردی، بو، درد و زخم، ارتفاع و بالاو پایین، قدرت، فشار و کشش، ضربه و صدها عامل دیگر را کشف می‌کند و پس از آنست که ذهنش آماده دریافت آموزه‌های تئوری می‌شود و می‌تواند به درستی قوانین فیزیک و شیمی، زیست شناسی یا هر درسی که در آینده برای او سرنوشت ساز است را درک کند و در زمانش بکار بندد. او با کار کردن با چوب و سنگ با گِل‌بازی و شن بازی مهارت دستانش را بالا می‌برد و می‌تواند ماهرترین جراح، دندانپزشک، خطاط، نجار یا تکنسین شود.

او با پریدن دویدن معلق زدن و غلت زدن و افتادن مهارت‌های جسمانی خود را تقویت می‌کند و می‌تواند قهرمان ورزشی، آتشنشان، خلبان یا تکاور شود. کودک ما وقتی در جایی دور از دیدرس ما و خلاص از امر و نهی‌های ما باشد برای خودش درد سر درست می‌کند و اگر ما نباشیم مجبور است راه حلی برای آن بیابد پس توانایی حل مساله پیدا می‌کند و خلاقیتش را می‌آزماید پس شاید از او یک مخترع، مکتشف یا قهرمان المپیاد ساخته شود.

کودک انسان به مشاهده طبیعت می‌پردازد تغییرات فصل‌ها را می‌بیند با طیف رنگ‌ها روبرو می‌شود رایحه گل‌ها و میوه‌ها را حس می‌کند صدای پرندگان و شر شر آب را می‌شنود چه بسا او یک فیلسوف، نویسنده، شاعر، نقاش یا پیانیست نشود؟ کودک انسان همواره در کنار حیوانات و گیاهان بوده و با لمس و نوازش کردن و غذا دادن و نگهداری از آن‌ها، پدر یا مادر بودن، کشاورز یا دامدار بودن را تمرین می‌کند.

چند سؤال ساده:

 آیا برای موفقیت و برجسته بودن در مشاغل فوق یا هر شغل دیگری چنین پیش نیازهایی لازم است؟ اگر لازم است آیا در محیط‌های شهری، آپارتمان و مدارس و مهدها چنین امکاناتی برای کودکان مهیاست؟ آیا فقط با کتاب و درس و تئوری (همانطور که در سیستم کلاسیک آموزشی کشور در جریان است) جوانان موفق و خلاقی خواهیم داشت؟ آیا قصد داریم کماکان به تولید انبوه فارغ التحصیلان بیکار و کارنا بلد در کارخانه نظام آموزشی فعلی ادامه دهیم؟

آیا عدم خلاقیت و مهارت فرد در یافتن شغل و در پی آن ازدواج تأثیر گذار؟ آیا فرزندان دلبند ما پس از ناکامی در یافتن شغل و درآمد و همسر مناسب در دامن افسردگی و بزهکاری و اعتیاد و فساد و غیره گرفتار نخواهند شد؟ براساس یک برآورد از سراسر دنیا بچه‌ها کمتر از زندانیان فرصت بودن در محیط بیرون را دارند. آیا به پی آمدهای فاجعه بار این وضع برای آینده انسان و طبیعت فکر کرده‌ایم؟

راشل کارسون (۱۹۹۸) دانشمند و نویسنده حوزه محیط زیست چنین عنوان می‌کند: "برای کودک، دانستن به اندازه احساس کردن اهمیت ندارد. اگر حقایق بذرهایی باشند که بعداً منجر به تولید دانش و خرد می‌شوند، عواطف و هیجانات در حکم خاک باروری هستند که این بذرها باید در آن رشد کنند. سال‌های اولیهٔ دوران کودکی زمان آماده کردن این خاک است. آنگاه که عواطف و هیجانات برانگیخته شدند و حسی از زیبایی و هیجان ناشی از چیزی جدید و ناشناخته، حسی از همدردی و دلسوزی، تأثر و یا عشق ایجاد شد، آنگاه ماخواهان شناختن چیزهایی خواهیم شد که عواطف و هیجانات ما را چنین تحت تأثیر قرار داده‌اند. آنچه از این طریق حاصل شود، دوامی همیشگی خواهد داشت. مهم‌تر آن است که راهی برای کودک مهیا کنیم که مشتاق به دانستن شود نه اینکه او را در معرض حقایقی بگذاریم که هنوز برای هضمشان آمادگی ندارند. "

فضای مدرسه طبیعت چگونه است؟

ساختار مدرسه طبیعت به قول دکتر عبدالحسین وهابزاده پایه گزار مدرسه طبیعت در ایران: " هرجاییست که سامان و نظم انسانی نداشته و عوامل طبیعی در شکل دادن به آن چیره باشد. لذا می‌تواند یک قطعه جنگل یا درختزار با درختان پراکنده و یا حتی یک بوته زار کویری که چند درخت در آن روئیده است. آنچه اهمیت دارد اینکه بصورت بستری غنی مرکب از مواد طبیعی و امکانات آموزشی باشد.

کتاب امکانات آزمایشگاهی و حتی وسایل جدید همچون نرم افزارها و گجت‌ها که کودک به تناسب علاقه و نیازش به آن‌ها مراجعه و تعامل کند." تلاش ما اینست که معیارهای اصلی موجود در طبیعت را در یک محدوده کوچک‌تر تداعی کنیم. مسلماً در هر منطقه جغرافیایی عواملی به صورت طبیعی وجود دارد ولی بقیه را در مدرسه با ابعاد کوچک‌تر ایجاد می‌کنیم.

مثلاً در یک باغ محصور که درختانی در آن وجود دارند و علف‌های هرز در آن روییده در گوشه‌ای تل خاک می‌ریزیم بجای کوه و تپه و در گوشه‌ای دیگر تل شن بجای کویر یا ساحل و در کنارش یک آبگیر مهیا می‌کنیم که رودخانه یا دریا را تداعی کند. حشرات و حیوانات کوچک خواه ناخواه هستند و حیوانات اهلی هم مثل سگ و گربه و خرگوش و مرغ و اردک در محوطه رها می‌کنیم.

محوطه ای‌ای را برای کاشت سبزی و صیفی اختصاص می‌دهیم و چند سازه کوچک با چوب و طناب می‌سازیم و الباقی را به عهده خود بچه‌ها می‌گذاریم. آن‌ها خودشان با استفاده از قوه تخیلشان از همان اشیا داخل طبیعت چیزهایی مثل پل، قایق، خانه درختی، تاب، قلعه، لانه حیوانات یا ماشین و قطار می‌سازند و برای استفاده بهتر پارو و نردبان و شمشیر و سپرو تیر و کمان درست می‌کنند. البته ما قبلاً مکانی به نام کارگاه تعریف کرده‌ایم و در آن ابرازی مثل میخ و چکش و اره و انبردست و بیل و بیلچه و طناب و قیچی و قلم مو و رنگ و تخته و پالت در آن قرار داده‌ایم.

تسهیل‌گران مدرسه طبیعت

تسهیل‌گرانی که اکنون در مدارس طبیعت مشغول کار هستند در واقع علاقمندان و فعالان در حوزه محیط زیست هستند که به این باور رسیده‌اند که طبیعت کشور عزیزمان نجات نخواهد یافت مگر اینکه نسل آینده این طبیعت را بشناسد. آن را لمس کند و به آن علاقمند شود و در نتیجه به قول جناب آقای محمد درویش مثل ارزش‌های غیر قابل معامله زندگیش از آن محافظت کند.

در حقیقت تسهیلگران افراد آموزش دیده‌ای هستند که کودکان را به صورت نامحسوس زیر نظر دارند، در تصمیمات و رویاهای کودکان دخالت نمی‌کنند و به پرسش‌های آن‌ها پاسخ مستقیم نمی‌دهند تا کودکان برای یافتن پاسخ خود به فکر فرو روند تلاش کنند یا صبر کنند مثالی که استاد عبدالحسین وهابزاده در این مورد زده بودند این بود که روزی کودکی به درختی در مدرسه اشاره کرد و پرسید که این درخت چیست و استاد در پاسخ همان سؤال را تکرار می‌کند و کودک به جواب نمی‌رسد اما مدتی بعد کودک را بالای همان درخت می‌یابد که درحال چیدن و خوردن توت است.

به نظر شما جوابی از این مسلم تر می‌توانست برای بچه وجود داشته باشد؟ استاد در ادامه می‌گوید آن کودک توت را دید نرمی و سفتی آن را با دستانش حس کرد بو و مزه توت‌های رسیده و کال را چشید و در همان زمان شنیدن صدای گذر نسیم از لابلای شاخ و برگ درخت برای او نوید رسیدن به یک جواب با تمام وجود را می‌دهد.

قوانین مدرسه طبیعت

برای کودکان در مدرسه طبیعت تنها یک قانون اصلی وجود دارد و آن اینست که نباید به خودشان و دیگران و حیوانات و درختان و سازه‌های مدرسه آسیب بزنند. قانون فرعی هم احترام و عدم توهین به همدیگر و تسهیل‌گران است.

قانون دوم برای والدین و همراهان است که باید در مدت زمانی که کودک در اختیار مدرسه است حضور نداشته باشند یا در صورت حضور اجباری از کودک فاصله بگیرند زیرا رفتار و احساسات کودک در حضور و عدم حضور والدین کاملاً متفاوت بوده و به نتیجه مورد نظر منتهی نخواهد شد. اینجاست که برخی والدین طبیعت دوست تفاوت مدرسه طبیعت را با زمانی که خانوادگی در طبیعت حضور پیدا می‌کنند را متوجه می‌شوند و تفاوت عمده دوم در اینست که کودک در مدرسه طبیعت با کودکان دیگر در سنین و جنس‌های متفاوت تعامل اجتماعی پیدا می‌کند و این اصطکاک تمرینی است برای او که در آینده نه چندان دور قرار است به تنهایی وارد جامعه ای شود که پر از افرادی با سنین و جنس دیگر است. تمرینی که این روزگار در خانواده‌های تک فرزند و کم فرزند تجربه نمی‌شود و پیامد آن به وجود آمدن جوانان گوشه گیر یا خشن و غیر اجتماعی و یا روابط غیر اصولی با جنس مخالف خواهد شد.

نظام آموزشی در مدرسه طبیعت

در مدرسه طبیعت هیچ آموزش و کتاب، جزوه و ماده درسی وجود ندارد هیچ امتحان و نمره‌ای در کار نیست در نتیجه رقابتی بین بچه‌ها نیست. آن‌ها به کمک هم به راه حل می‌رسند تا مشورت و همدلی را بیاموزند آن‌ها دست به ساخت پروژه می‌زنند تا کار گروهی را تمرین کنند. کودکان بزرگ‌تر از کودکان کوچک‌تر مراقبت می‌کنند تا حس مسوولیت را فراگیرند و بچه‌های کوچک‌تر به کودکان بزرگ‌تر تکیه می‌کنند تا حس اعتماد در آن‌ها پرورش یابد و باز به قول استاد وهابزاده:" آنچه در اینجا کلیدیست اینست که چیزی از طریق آموزش مستقیم توسط بزرگ‌ترها به کودک یاد داده نمی‌شود مگر آنکه کودکان درخواست و اشتیاق دانستن آنرا داشته باشند. کودک از طریق عمل خویش یا تعامل با سایر کودکان که در سنین مختلف و با آورده‌های تجربی مختلف‌اند همه چیز را فرا می‌گیرد. "

در واقع همه تلاش مدرسه طبیعت فراهم کردن یک بستر غنی برای ایجاد تجربه‌های متفاوت و متنوع برای کمک به شکوفایی استعدادهای نهفته در کودکان است که جای خالی این موضوع در مدارس نظام آموزشی فعلی به شدت احساس می‌شود. از نظر ترمیک در مدرسه طبیعت هیچ کلاس یا ترم یا رتبه‌ای که بین بچه‌ها تقسیم بندی ایجاد کند وجود ندارد درست مثل خود طبیعت. اما بچه‌هایی که مدت زمان زیادتری است که به مدرسه می‌آیند را می‌توان به راحتی از رفتار و مهارت‌هایشان تشخیص داد.

برنامه حضور درمدرسه طبیعت بسته به سیاستگزاری مدرسه برای کودکان سه تا شش سال می‌تواند به دلخواه از یک جلسه تا هرروز باشد یا به صورت گروهی از طرف مهد باشد و حضور بچه‌های مدرسه‌ای در سانس عصر یا در روزهای تعطیل یا به صورت اردو از طرف مدرسه می‌تواند باشد. برخی از والدین هم معتقد به جایگزینی یا ترکیب مدرسه طبیعت با مدارس عادی هستند.

آرش کرمانشاهی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۲۵
حسین خمسه ای

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۱۶
حسین خمسه ای

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۱۷:۵۹
حسین خمسه ای

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۱۷:۵۲
حسین خمسه ای

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۱۷:۵۱
حسین خمسه ای

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۱۷:۴۹
حسین خمسه ای

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۱۷:۴۸
حسین خمسه ای